نخستين نويسنده‌ٴ بزرگ آثار علمي به آلماني بود و اين واقعيت كه در رگنسبورگ كار مي‌كرد شايان توجه است‌، چون همين شهر شاهد اُتلوه‌1 در سده‌ٴ يازدهم و بعداً آلبرت كبير (سيزدهم ـ 2) بود كه از سال 1260 تا 1262 اسقف آن شهر شد.
مهم‌ترين آثارش از لحاظ ما دو رساله‌ٴ علمي است به زبان آلماني (لهجه‌ٴ باواريايي ـ اتريشي‌)، كه هردو ترجمه‌هاي آزادي هستند از لاتيني و او آنها را براي آموزش زنان و افراد عادي تهيه كرد، باهمان روحيه‌اي كه تقريباً يك قرن پيش ياكوب فان مايرلانت فلاندري‌ (سيزدهم ـ 2)، اين كار را كرده بود. نخست به اين دو كتاب خواهم پرداخت‌.
معروف‌ترين اين كتاب‌ها كتاب درباره‌ٴ طبيعت است كه كنراد آن را در سال‌هاي 1349 ـ 1351 تأليف كرد وترجمه‌ٴ كاملاً آزادي است از كتاب درباب اشياي طبيعي توماس كانتمپري‌ (سيزدهم ـ 1). مايرلانت درحدود سال‌هاي 1264 ـ 1269 آن را به هلندي (فلاندري‌) ترجمه‌ كرده بود. مايرلانت و كنراد هر دو آن كتاب را به آلبرت كبير نسبت داده‌اند وكنراد آن را از آثار دوره‌ٴ جواني آلبرت شمرده است‌. در ترجمه‌ٴ آلماني‌، برخي قسمت‌هاي متن لاتيني گسترش يافته و برخي ديگر تلخيص شده و گه‌گاه ملاحظاتي اصيل افزوده شده است‌. هر يك از هشت مقاله‌ٴ كتاب با مقدمه‌اي حاوي مطالب اخلاقي و كلامي شروع مي‌شود. توصيف كنراد از پديده‌هاي‌ طبيعي عموماً با توضيحات كلامي و اخترگويي همراه است‌.
كتاب درباره‌ٴ طبيعت شهرت زيادي يافت‌. تنها در كتاب‌خانه‌ٴ مونيخ 17 نسخه موجود است و در سده‌ٴ پانزدهم 6 بار در اوگسبورگ چاپ شد. اين نسخه‌ها همه در قطع رحلي و هر يك داراي‌ دوازده تصوير از جانوران است‌. چاپ اول (1475) نخستين كتابي است كه در آن تصوير جانوران چاپ شده است‌.
تقسيمات كتاب درباره‌ٴ طبيعت چنين است‌:
1. شناخت طبيعت آدمي در 50 فصل‌. كالبدشناسي‌، وظايف‌الاعضا، تفسير منش شخص از روي خواب‌ها و علايم جسماني‌.
2. نجوم و هواشناسي‌. توصيف ستاره‌ٴ دنباله‌داري كه در سال 1337 در پاريس ديده بود و حمله‌ٴ ملخ به جنوب آلمان‌، كه اندكي پس از آن‌، هنگام بازگشت به ميهنش خود شاهد آن بوده‌ است‌. توصيف مشروح يك رنگين كمان سفيد كه دريك صبح ماه مه در ريتس نزديك‌ نوردلينگن ديده بود، توصيف ناقص يك رنگين كمان كامل (رنگارنگ‌). در فصل 33 از زمين لرزه‌ به‌طور اعم و از زمين‌لرزه‌اي كه در سال 1348 در ويلاك‌، كارينتيا روي داده بود، به‌طور اخص‌


1. Otloh ، در ج 1 از او ذكري نشده چون خود را يكسره فقط وقف مطالعه‌ٴ آثار كلاسيك و تاريخ كرد. او در تِگرنسي و هرسفلد درس خواند و در سال 1032 در صومعه‌ٴ سنت امرام رگنسبورگ به سلك بنديكتيان درآمد. در سال 1067 در آن شهر درگذشت‌.